ذوالقدر: دورانی به نام اصلاحات نداریم!
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧  

محمد باقر ذوالقدر گفت: نامگذاری دهه سوم به نام اصلاحات، معنایش این است که دهه سوم انقلاب، دهه اصلاحات بودهاست. کدام اصلاحات؟ آیا آن چیزی که توسط همین گروهی که بودند بیان شد یا نه اصلاحات واقعی. تصور ما این است که این نگاه که از سال ۷۶ به این طرف در دوران دو دولت آقای خاتمی اتفاق افتاد، اصلاحات نبود. اگرچه به دوران اصلاحات شده است اما اصلاحات نبود. ما دو نگاه به اصلاح داریم. یک نگاه مبتنی بر ارزش‌های بومی، درونی و اسلامی و ایرانی و یک نگاه اصلاحاتی است که از ارزش‌های غیرالگو گرفته است. حالا در آن مقطع اسم این را اصلاحات آمریکایی می‌گذاشتیم. لفظی که مقام رهبری بکار بردند. اصلاحاتی که آمریکایی‌ها از اجرای آن خشنودند.

اوکه با ویژه نامه حضور گفت و گو کرده است درباره دوران اصلاحات ضمن اشاره به این که ” ما دوستان خودمان را به این متهم نمی‌کنیم که از نسخه آمریکایی‌ها پیروی می‌کردند.” افزود: نمی‌خواهم بگویم که حتی آنها دیکته کردند. اما آمریکایی‌ها از شیوه اصلاحات که در ایران دنبال می‌شد، خشنود بودند.چون دوران اصلاحات، دوران ساختارشکنی بود. اصلا به ساختارشکنی تعبیر شد. به این سمت رفت. به همین خاطر من می‌گویم که در دهه سوم شعار اصلاحات داده شد اما اصلاحات واقعی اتفاق نیفتاد. شاید دوران تلاش برای یکسری تغییرات سیاسی بود.

وی در پاسخ به این سووال که شعار دولت وقت، توسعه سیاسی بود گفت : ” توسعه سیاسی نبود. نمی‌توانیم بگوییم که آن دوران، دوران توسعه سیاسی بود. چون لوازم توسعه نیز آن نبود که دوستان ما به دنبالش بودند. آن دوران هیچ نامی ندارد جز اینکه ما گرفتار مقطعی شدیم که تلاش‌هایی برای تغییرات ساختاری صورت می‌گرفت. تغییرات در زیر ساخت‌ها. البته به ظواهر نیز می‌پرداختند. برخی از چیزها بیان می‌شد. اما آن دوران، دوران ساختارشکنی بود. در همین مقطع به مبانی و اصول نیز تعرض شد. کسانی از درون همین جریان اصلاحات که بعدا مدال و نشان گرفتند و تشویق شدند، آمدند و گفتند اندیشه‌های امام نیز مربوط به گذشته است. یک امر موزه‌ای شده است. این جمله تنها در راستای منویات امام نبود بلکه آدم فکر می‌کند در تقابل آ‌شکار با اندیشه‌های اصولی امام بود. در همین دوران اصلاحات با قانون اساسی نیز مخالفت شد. با اصل ولایت فقیه که امام روی آن اصرار داشتند، مخالفت شد.

ذوالقدر تاکید کرد که اصلاح طلبان به سمت تغییر ساختار و تغییر قانون اساسی حرکت می‌کردند. مخالفت با اصل ولایت فقیه به چه معنا بود؟ امام در روزهای آخر حیات خودشان، برای تثبیت این اصل، تاکید کردند که واژه مطلقه نیز به آن اضافه شود. کلمه مطلقه با اصرار امام اضافه شد. در همان مقطع، مقام معظم رهبری رئیس‌جمهور بودند. ایشان در یکی از خطبه‌های نماز جمعه یک سخنرانی داشت. یک تحلیل و نگاهی را از ولایت فقیه بیان کردند که روح آن سخن این بود که ولایت فقیه در چارچوب احکام اسلامی است. چرا برخی آنقدر نگران هستند. امام همین جمله را نیز برنتافتند. بلافاصله نامه نوشتند که ولایت فقیه بر احکام اسلامی احاطه دارد. اگر حکمی از احکام اسلامی با مصلحت مسلمین تعارض داشته باشد، ولی فقیه اگر تشخیص داد آن حکم را می‌تواند موقتا تعطیل کند. همین آقایانی که بعدا به خاطر دفاع از سخن امام، تظاهرات راه انداختند و با کسانی که مثلا با ولایت فقیه مخالف بودند، برخورد می‌کردند، همان‌ها بعدا در مقابل ولایت‌فقیه ایستادند و به دنبال حذف آن از قانون بودند.

در دوران آقای خاتمی که اصلا بحث اصلاح اقتصادی نداشتیم. شعار خصوصی‌سازی هم مربوط به دوران آقای هاشمی بود که بحث تعدیل مطرح شد. در دوران آ‌قای خاتمی، بحث‌ها تماما سیاسی بود. پس اصلاحات واژه درستی برای این دوران نیست. باید نشست برای آن دوران یک واژه‌ای خلق کرد. البته ۱۰ سال هم نبود. ۸ سال بود.

اکنون دهه چهارم هنوز شروع نشده اما گفتمان اصولگرایی حاکم شده است. اگر بخواهیم برای این دوران، نام بگذاریم، بهتر است دوران اصلاحات را برای این مقطع بگذاریم. ما به برخی از شیوه‌های گذشته، بخصوص در حوزه اقتصاد انتقاد داریم. اکنون اصل ۴۴، مبنا قرار گرفته است و قانون اساسی که نگاهش بیشتر دولتی است، ذیل این اصل جنبه‌های خصوصی و مردمی‌اش پررنگ‌ می‌شود. این یک اصلاح اساسی است.

البته طبیعی است که انقلاب‌ها طی زمان، از شعارهای اولیه خودشان فاصله می‌گیرند. در همه انقلاب‌های دو قرن گذشته اتفاق افتاده است. چه انقلاب فرانسه در قرن ۱۸ و چه انقلاب‌های قرن بیستم. به فاصله کوتاهی از پیروزی انقلاب، آن شعارهای اولیه کمرنگ می‌شد. نیروی جدید یک طبقه جدید را تشکیل دادند و همین طبقه سرکوب‌گر شد و مقابل آرمان‌های گذشته خود ایستادند. این در تمام انقلاب‌ها قابل مشاهده است تنها جایی که این اتفاق رخ نداد، در انقلاب ماست. همچنان شعارهای انقلاب زنده است. البته باید اعتراف کنیم که در مقطعی غبارهایی روی آن گرفته شد اما به سرعت پاک شد. در همان دورانی که شما به آن می‌گویید اصلاحات، بالاخره حرف‌های جدید زده شد. کسانی که تا دیروز از مستضعفین صحبت می‌کردند و این واژه، واژه غالب سخنانشان بود، به آن پشت کردند. کسانی که زمانی در چهره دانشجویان خط امام آمدند لانه جاسوسی را اشغال کردند، با افتخار رفتند و با کسانی که گروگان گرفته بودند، عکس یادگاری گرفتند. این تغییر و تفاوتی است نسبت به رفتار گذشته. به فاصله کوتاهی، مردم آمدند با انتخاب مجلس اصولگرا و یک چهره اصولگرا به عنوان رئیس دولت، نشان دادند، هنوز به آن ارزش‌های اولیه قائل هستند. این دولت نهم، با همان شعارهای اولیه انقلاب بر سر کار آمد. این نشان می‌دهد که اصول انقلاب و گفتمان انقلاب از بین نرفته است. غبارهایی بر آن نشسته بود. پرچمدار اصلی اصولگرایی و بازگشت به اصول اولیه، مقام معظم رهبری است. اولین سخنرانی ایشان، بعد از ارتحال امام، در اربعین امام بود. در جمعی که میهمانان خارجی نیز حضور داشتند. ایشان صحبت می‌کنند و به میهمانان خارجی توصیه می‌کنند که شما خیلی نگران این حرف‌هایی که زده می‌شود و شما را متهم به بنیادگرایی می‌کنند، نباشید. آن زمان بیشتر لفظ بنیادگرایی استفاده می‌شد. بنیادگرایی همان اصولگرایی است. لفظ فارسی اصولگرایی، بنیادگرایی است. متن سخنان ایشان این است: «رسانه‌های صهیونیستی با جنجال و هوچی‌گرایی ما را به بنیادگرایی نسبت می‌دهند. در حالی که اگر بنیادگرایی را به معنای بازگشت به اصول و بنیادهای اسلامی بدانیم، این بزرگترین افتخار ماست. بزرگترین افتخار را به دست آورده ایم. مسلمانان در هیچ نقطه‌ای از عالم نباید از نام اصولگرا و بنیادگرا تحاشی کنند. اصول مقدس اسلام، تضمین‌کننده سعادت انسان‌هاست. اسلام است که دست استعمار را در زندگی ما کمرنگ کرده است و ما به این افتخار می‌کنیم که به اصول اسلامی و قرآن برگردیم.» این اولین سخنرانی رسمی آقا بعد از ارتحال امام است. در اینجا بطور شاخص از اصولگرایی صحبت می‌کنند. در سال ۸۰ نیز در یکی از خطبه‌های نماز جمعه با الگوگیری از یکی از رفتارهای امیرالمومنین، آنجا نیز بر این معنا تاکید می‌کنند.


کلمات کلیدی:
 
دست کم یک میلیارد دلار به خزانه نرفته است!
ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  

پس از حدود دو سال اصرار منتقدان و انکار دولت احمدی‌نژاد؛ گزارش دیوان محاسبات از تفریغ بودجه سال 1385 در صحن علنی مجلس خوانده شد و نشان داد که در آن سال؛ حداقل یک میلیارد دلار از مازاد درآمد نفتی کشور به خزانه ریخته نشده است.

 این گزارش که در صحن علنی مجلس خوانده شد در حالی رسماً از واریز نشدن هزار میلیارد تومان از درآمدهای نفتی کشور به خزانه عمومی خبر می‌دهد که مسئولان دولتی پیشتر اخبار برخی رسانه‌ها درباره واریز نشدن 300 میلیارد تومان از درآمدهای نفتی به خزانه را «جنگ روانی مخالفان»، «سیاه نمایی»، «تخریب دولت عدالتخواه و پاکدست و خدمتگذار» و ... خوانده بودند.

در این میان؛ رئیس مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه طی سخنانی در صحن علنی مجلس از دیوان محاسبات خواست تا ماجرای یک میلیارد مازاد درآمد نفتی کشور که به خزانه واریز نشده است را پیگیری کند.

لاریجانی گزارش دیوان محاسبات از تفریغ بودجه سال 85 کل کشور را نشانگر موارد مهمی دانست که گویای عدم رعایت برخی از قوانین است و از این دیوان خواست با جدیت موارد انحراف از قانون را که در این گزارش مورد اشاره قرار گرفته، پگیری کند.

وی با اشاره به این‌‏که در بحث انرژی این گزارش یک میلیارد دلار مازاد درآمد نفتی یاد شده به خزانه عمومی کشور برگشته نشده است، افزود: باید این موارد با جدیت پیگیری شود.

وی از کمیسیون‌‏های تلفیق و برنامه‌ ‏و ‌‏بودجه مجلس خواست تا در بررسی لایحه بودجه سال آینده از این گزارش دیوان محاسبات استفاده کند و راهکارهایی را بیابند تا در آینده جلوی این موارد گرفته شود.

رئیس مجلس با بیان این‌‏که گزارش تفریغ بودجه سال 86 کل کشور آماده شده است، افزود: این گزارش به زودی در صحن علنی مجلس قرائت خواهد شد


کلمات کلیدی:
 
خاطرات منتشر نشده همسر امام خمینی
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧  

 

«تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است. عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد می‌گذرد ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد... ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.»

گرچه خانم خدیجه ثقفی؛ بانو قدس ایران، همسر گرامی امام خمینی در همان ایام فروردین‌ماه 1312 هجری شمسی نامه عاشقانه حضرت روح‌الله رهبر آینده انقلاب اسلامی ایران را از فرط شرم و حیای ایرانی و اسلامی پاره کرده، اما چند سال پیش این نامه از همه جا سردرآورده و نه فقط در صحیفه امام که در مطبوعات و حتی رادیو و تلویزیون خوانده شد.

عاشقانه‌ترین نامه‌ای که از یک فقیه، مجتهد، مرجع تقلید شیعه و رهبر فرهمند ایران طی بیش از یک دهه بر جای مانده و نه فقط در میان روحانیان و سیاستمداران که در میان روشنفکران و نویسندگان هم بی‌نظیر است.

اما این خانم کیست که «روح‌الله» خمینی با همه قدرت و عظمت سیاسی و دینی‌اش به قربانش می‌رود، تصدق‌اش می‌شود، نور چشم و قوت قلبش می‌خواند و حتی در ساحل زیبای بیروت صد حیف می‌خورد که محبوب عزیزش همراهش نیست؟

***

خدیجه خانم ثقفی از تبار «حاج ملاهادی نوری» تاجر مازندرانی است که در اواسط حکومت آغامحمدخان قاجار از شهرستان نور به تهران آمد. پسرش «محمدعلی» بود که اگرچه تاجر بود، اما به فراگیری معارف دینی روی آورد و دختری از خانواده علمای وقت را برای همسری انتخاب کرد. فرزند آنان، میرزاابوالقاسم کلانترتهرانی، از پرورش‌یافتگان حوزه تهران، اصفهان و نجف و همشاگردی و هم‌عصر با علمای بزرگی همچون «حاج ملاعلی کنی» بود و در محضر درس «شیخ مرتضی انصاری» حضور یافت: «شیخ مرتضی به گفته‌های وی در درس اعتماد می‌کرد و او هم درس استاد را پس از ختم جلسه، برای برخی از شاگردان علاقه‌مند تقریر می‌کرد تا سرانجام به مقامی نائل آمد که در چندین جلسه، شیخ مرتضی انصاری به اجتهاد وی تصریح کرد.» او در زمانی که «ملاعلی کنی» تولیت مدرسه مروی را برعهده داشت، از نجف به تهران آمد و در این مدرسه به مدت هفت سال به تدریس فقه و اصول پرداخت که شاگردانش عالمان بزرگی همچون؛ سیدحسین قمی تهرانی، شیخ‌عبدالنبی نوری، سیدمحمدصادق تهرانی، شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی و شیخ‌فضل‌الله نوری بودند. میرزاابوالقاسم لقبش را از «محمودخان کلانتر» دایی‌اش گرفته بود. محمودخان در زمان ناصرالدین‌شاه، مامور رسیدگی به امور اجتماعی و اقتصادی شهر تهران بود که سرانجام در قحطی‌ای که در تهران رخ داده بود،‌ ناصرالدین او را در نابسامانی‌ها متهم کرد و به دار آویخت. فرزند میرزاابوالقاسم، همچون پدر یک عالم دینی بود و قریحه شعر داشت و در زمان درگذشت پدر، در رثای او شعر بلند بالایی سرود. «میرزا ابوالفضل تهرانی» که شاگرد پدر بود، در تهران مجتهد شد و در حکمت، فلسفه و عرفان صاحب‌نظر شد. او اگرچه به درجه اجتهاد رسیده بود، اما به عراق رفت و با دعوت میرزای شیرازی از جلسه درس «میرزاحبیب‌الله رشتی» در نجف به سامرا آمد و در کنار فقه و اصول به حدیث و رجال پرداخت. او همچنین در آن دوره، زبان و ادبیات «عبرانی و سریانی» را برای آشنایی با یهودیت و مسیحیت فرا گرفت. او در سامرا هم‌مباحثه با «میرزامحمدتقی شیرازی (میرزای دوم) و سیدمحمد فشارکی اصفهانی» بود. همچنین میرزا ابوالفضل آنچنان در ادبیات و شعر متبحر بود که روزی در مجلس ادبای میرزای شیرازی، شاعر فرستاده دولت عثمانی که برای عرض اندام در برابر میرزا آمده بود، مقهور کرد که درباره آن شاعر عثمانی نوشته‌اند: «دستانش چنان می‌لرزید که سطل هنگام فرو رفتن در چاه می‌لرزد...» او در نهایت به تهران بازگشت و در زمان ناصرالدین‌شاه، تولیت مدرسه سپهسالار را برعهده گرفت. او پدربزرگ خدیجه خانم ثقفی است که پدرش هم همچون پدربزرگ روحانی بود و در این مسیر گام بر می‌داشت. «میرزامحمدثقفی تهرانی» از شاگردان شیخ عبدالکریم حائری یزدی، موسس حوزه علمیه قم بود و قریحه شعری او همچون پدرش زبانزد بود. او آنچنان در قم به درس و تحصیل پرداخت که «دو دوره اصول خارج و عمده مباحث فقهی را از بحث رئیس‌الشیعه، مرحوم حاج شیخ‌عبدالکریم حائری یزدی – رضوان‌الله علیه – استفاده و وی به خط شریف خویش [حائزی بزرگ] به مقام اجتهاد و اعتماد او تصریح کرد.» سپس ثقفی به تهران بازگشت و در مدرسه سپهسالار در رشته فقه، اصول و معارف عقلی، تدریس و اقامه جماعت کرد که مشهورترین اثر او، «روان جاوید» تفسیر فارسی و روان قرآن در 5 جلد است.

***

خدیجه خانم ثقفی معروف به «قدسی ایران» دختر میرزامحمد بود که «آیت‌الله سیدمحمد صادق لواسانی» او را به امام خمینی برای همسری پیشنهاد داد. دختر روحانی‌ای که خود او درباره پدر می‌گوید: «پدرم خوش‌تیپ، شیک و خوش‌لباس بود؛ مثلا در آن زمان پوستین اسلامبولی می‌پوشید و از خانه بیرون می‌رفت و همه طلبه‌ها تعجب می‌کردند.» از او درباره نام خانوادگی‌اش می‌پرسیم، می‌گوید: «ثقفی به نام عشیره‌ای از اجدادمان باز می‌گردد که در کربلا در رکاب سیدالشهدا(ع) جنگیده بودند.» اگرچه، پدر او عالم دینی بود، اما تا دبیرستان، به دخترانش اجازه داد تا در مدارس جدید تحصیل کنند. خدیجه خانم می‌گوید: «پدرم با دبیرستان رفتن من مخالف بود، چون روحیه‌اش متجددانه نبود. او می‌گفت: چون در دبیرستان معلم مرد است، فراش مرد است و بازرس مرد است، نرو.» به هر حال او تا کلاس ششم تحصیل کرد؛ با چاقچور و لباس آستین‌بلند. پس از آن «از طرف خانواده مادری برای ایشان خانم معلم کلیمی جهت تدریس زبان فرانسه استخدام کردند که بین 6 ماه تا یک سال به ایشان فرانسه درس می‌داد.» زمانی که پدر او به قم رفت، خدیجه خانم با محیط قم آ‌شنا شد و آن را نمی‌پسندید: «قم مثل امروز نبود، زمین خیابان تا لب دیوار صحن قبرستان بود و کوچه‌ها خیلی باریک بودند. به همین خاطر زود از قم می‌آمدم و آن دو ماهی هم که پدرم مرا به زور نگه داشت، خیلی ناراحت بودم.» چراکه او، از خانواده‌ای مرفه بود و با مادربزرگ مادری‌اش در تهران خو گرفته بود. مادرش هم دختر خزانه‌دار ناصرالدین‌شاه بود و به این دلیل «خازن‌الملوک» نامیده می‌شد. پدرش هم اگرچه روحانی بود، اما از سوی دیگر، با سیاست همراه نبود: «در خانواده همسر امام و بعد هم زمانی که این خانواده با امام وصلت کرد تا آخر روابط سیاسی برقرار نبود و به یک معنا اصولا سیاسی نبودند، یعنی هیچ وقت وارد مسائل سیاسی نمی‌شدند و تنها در این حد از سیاست می‌دانستند که مثلا شاه عوض شد. خود پدر هم گرچه روحانی بودند؛ اما «روحانی صرف» بود؛ یعنی نماز و درس و بحث و اصلا در مسائل سیاسی دخالت نمی‌کردند.» اما آنچه مایه آشنایی حاج آقا ثقفی و حاج آقا روح‌الله بود، دین و دیانت بود. حاج سیدمحمد صادق لواسانی، دوست مشترک ثقفی و خمینی مایه آشنایی را پربار می‌کرد و او بود که به حاج آقا روح‌الله گفت: «چرا ازدواج نمی‌کنی؟» که او پاسخ داد: «من تاکنون کسی را برای ازدواج نپسندیده‌ام و از خمین هم نمی‌خواهم زن بگیرم. به نظرم کسی نیامده است.» در این هنگام لواسانی به او پاسخ می‌دهد: «آقای ثقفی دو دختر دارد، خانم داداشم می‌گوید: خوبند.» اینگونه می‌شود که آقای لواسانی ماموریت خواستگاری از این خانواده را برعهده می‌گیرد،‌ اما پاسخ دختر مورد نظر «نه» است. او از قم بدش می‌آمد و زندگی با طلبه را نمی‌پسندید؛ چراکه «طلبه‌ها معمولا خشک بودند، وضعیت مالی خوبی نداشتند و گاهی برخی از آنها احترام به زن نمی‌گذاشتند. البته دلیل اصلی عدم تمایل به سکونت در قم بود.» به هر حال یکی از نوادگان امام، ماجرای خواستگاری از «خانم» را «شیرین» توصیف می‌کند: «10 ماه طول می‌کشد تا خانم جواب مثبت دهند. 5 بار خواستگاری انجام می‌شود که آقای سیدمحمدصادق لواسانی تشریف می‌آورند، نه آقای کاشانی. البته پدر خانم اصرار داشتند.» ناگهان با این سوال روبرو می‌شویم که چگونه خانم با این همه مخالفت جواب مثبت می‌دهند؟ او می‌گوید: «حین همین جلسات که آقای لواسانی می‌آیند و می‌روند، خانم خوابی می‌بینند: «ایشان وارد اتاقی می‌شوند که سه سید نورانی نشسته بودند. یک پیرزنی آمد و من [خانم] از او پرسیدم که اینها چه کسانی هستند؟ او گفت: آن وسطی پیامبر(ص) است و آنکه سمت راست نشسته امیرالمومنین(ع) است و سمت چپی امام حسن(ع) است، اما تو که از اینها بدت می‌آید! من پاسخ دادم که از اینها بدم نمی‌آید، اینها ائمه من هستند. چرا باید بدم بیاید؟ خیلی هم دوستشان دارم. پیرزن بار دیگر اصرار کرد که نه، تو از اینها بدت می‌آید!» از خواب بیدار می‌شوند و برای خدمتکار منزل نقل می‌کنند. او به ایشان گفت که چون این سید [امام] را رد می‌کنی، این خواب را دیده‌ای. در نهایت با توجه به این خواب و نظر مثبت پدرخانم، ایشان جواب مثبت می‌دهند. یک ماه ابتدایی پس از ازدواج تهران بودند و پس از آن به قم می‌روند.»

البته پیش از پاسخ مثبت خانم، آقاسیدمحمدصادق لواسانی از سوی خانواده ثقفی مامور می‌شود تا به خمین رود؛ چراکه پدر خدیجه خانم به او از قول زنان خانواده گفته بود: «او را نمی‌شناسد و او مال خمین است و دختر در تهران بزرگ شده است و در رفاه بزرگ شده است و وضع مالی مادربزرگش خیلی خوب بوده و با وضع طلبگی زندگی کردن برایش مشکل است. ما نمی‌دانیم که آیا داماد اصلا چیزی دارد یا نه. اگر درآمدش فقط شهریه حاج شیخ عبدالکریم باشد، نمی‌تواند زندگی کند. ما می‌خواهیم بدانیم که آیا از خودش سرمایه‌ای دارد؟ از آن گذشته آیا داماد زن دیگری دارد یا نه؟ شاید در خمین زن و بچه داشته باشد. شاید در مدتی که منتظر بوده تا تحصیلاتش تمام شود، صیغه می‌کرده است و چه بسا از آن صیغه یکی – دو بچه داشته باشد.» به هر حال آقای لواسانی به خمین می‌رود و خیال پدر دختر را راحت می‌کند و پاسخ مثبت خدیجه خانم برای حاج آقا روح‌الله به ارمغان می‌آید.

***

خدیجه خانم، قدسی ایران به منزل آیت‌الله خمینی وارد می‌شود و با عالم دینی‌ای روبرو می‌شود که نهایت احترام را برای او قائل است. البته خود خانم هم در ابتدای زندگی این مساله برایش اهمیت داشت: « رابطه خانم با آقا یک رابطه بسیار محترمانه‌ای بوده است. خانم در اول زندگی به آقا گفتند که بیایید تعبیرات‌مان را با یکدیگر محترمانه بکنیم و همدیگر را محترمانه صدا بزنیم. هیچ وقت امام یک کلام بی‌احترامی به خانم نکردند و ایشان هم همین‌طور. در طول زندگی 70 ساله آنها هم هیچ‌گاه امام با صدای بلند با ایشان صحبت نکردند. در اواخر حیات امام، خانم به شاه‌عبدالعظیم برای زیارت رفته بودند و دیر شده بود. در حالی که آقا معمولا ساعت 2 بعدازظهر ناهار می‌خوردند. امام یک ساعت و نیم سر سفره نشسته بودند تا خانم بیاید و غذا نخورده بودند. هیچ‌گاه امام از خانم نخواستند که فلان چیز را برایشان بیاورند؛ آب، چای و...»

خدیجه خانم در بیان خاطراتش در این باره می‌گوید: «حضرت امام به من خیلی احترام می‌گذاشتند و خیلی اهمیت می‌دادند. هیچ حرف بد یا زشتی به من نمی‌زدند. امام حتی در اوج عصبانیت هرگز بی‌احترامی و اسائه ادب نمی‌کردند. همیشه در اتاق، جای بهتر را به من تعارف می‌کردند تا من نمی‌آمدم، سر سفره، خوردن غذا را شروع نمی‌کردند. حتی حاضر نبودند که من در خانه کار کنم. همیشه به من می‌گفتند: «جارو نکن». اگر می‌خواستم لب حوض روسری بچه را بشویم می‌آمدند و می‌گفتند: بلند شو، تو نباید بشویی...» امام حتی در مسائل شخصی خانم دخالت نمی‌کرد و در مورد لباس و رفت و آمدهای او نظر نمی‌داد. نوه امام از قول مادربزرگش می‌گوید: « اصلا امام کاری به رفت و آمد ایشان نداشت. فقط در ابتدا، امام باید خانواده یا فرد مورد نظر را می‌شناختند، اما پس از آن دیگر حرفی نمی‌زدند. در مورد لباس خانم هم که لباسشان از سوی مادرشان از تهران فرستاده می‌شد، هیچ وقت امام درباره نامناسب بودن آن سخنی نمی‌گفتند. حتی روزی آقا برای دخترشان که 12 ساله بودند کفش قرمز رنگ می‌خرند، در آن موقع اصلا رسم نبوده است و دختران باید کفش سیاه پا می‌کردند. البته خود خانم هم مراعات می‌کردند، اما خود ایشان می‌فرمودند که هیچ‌گاه نشد که در نوع پوشش یا رفت و آمدم با کسی اظهارنظر کنند.»

سوالی پرسیده می‌شود که پس امام به همسر و فرزندانش چه توصیه می‌کرد که آنان اینگونه در مسیر راستی راه می‌پیمودند؟ «امام کلا در زندگی به یک اصل معتقد بودند که خانم این اصل را اینگونه روایت می‌کنند: اگر می‌خواهید به بهشت بروید؛ دو کار انجام دهید: اول اینکه هرچه خداوند واجب دانسته، انجام دهید و هرچه حرام دانسته، انجام ندهید. امام فقط این دو قید را گذاشته‌اند. البته خانم و خانواده کاملا رعایت می‌کردند چرا که آقا، فردی نبودند که در برابر خلاف شرع سکوت بکنند.»

اما به هر حال، خانم هم این رفتار امام را تایید می‌کند و می‌گوید: «به مستحبات خیلی کاری نداشتند. به کارهای من هم کاری نداشتند. هر طوری که دوست داشتم، زندگی می‌کردم.»‌ امام حتی منزل را به محلی برای تدریس تبدیل کرده بودند و به همسر خود به عنوان شاگرد «جامع‌المقدمات» می‌آموختند: «خانم قبل از ازدواج مدتی ادبیات عرب را نزد پدرشان فرا گرفته بودند. نزد امام هم ادامه دادند و کتاب «جامع‌المقدمات» را می‌خواندند. امام سریع درس می‌دادند، از خانم پرسیدم که ایشان اینگونه تدریس می‌کردند، شما متوجه می‌شدید؟ ایشان فرمودند: بله، می فهمیدم. خانم حافظه فوق‌العاده‌ای داشتند، یک غزل را یک بار می‌خواندند، حفظ می‌شدند. البته ایشان ذوق شعری هم داشتند. تدریس امام به خانم چندماهی طول می‌کشد، اما پس از تولد فرزندان، مشغولیت‌شان در خانه بیشتر شد و از طرف دیگر به قسمت‌هایی از ادبیات عرب رسیده بودند که لازم بود آقا مطالعه کنند و وقت این کار را نداشتند. بنابراین با موافقت طرفین تدریس متوقف می‌شود.»

***

امام با آیت‌الله ثقفی، پدر همسرش هم روابط صمیمانه‌ای داشت و همواره به طور مستمر در جریان مبارزات خود،‌ با حوصله برای ایشان نامه می‌نوشت و حالشان را جویا می‌شد: «روابط دوستانه شدیدی داشتند و احترام متقابل مابین آنها وجود داشت.» اگرچه خانواده ثقفی سیاسی نبودند و هیچگاه پدر همسر امام به مبارزات سیاسی نمی‌پرداخت؛ به جز امضای دو اطلاعیه، اولی علیه لایحه ایالتی و ولایتی و دیگری درباره مقاله روزنامه اطلاعات علیه امام در دی‌ماه 56. اما گویا امام هم محیط خانه را سیاسی دوست نمی‌داشت: «پس از اینکه خانم وارد منزل آقا می‌شوند، امام با توجه به اینکه کاملا سیاسی بودند، هیچ وقت مسائل سیاسی را در خانه مطرح نمی‌کردند خانم امام هیچگاه در مسائل سیاسی صحبت و دخالت نمی‌کردند. روحیه ایشان هم همین‌طور است. برخی می‌گویند که یکی از علل موفقیت امام هم همین مسئله بوده است که وقتی وارد منزل می‌شدند، تشنجات سیاسی در آنجا نبوده است.»

حتی پس از انقلاب هم، خانواده همسر امام در میدان سیاست وارد نشدند و به انتقاد یا حمایت از این و آن نپرداختند و به خانم هم مطالبی را نمی‌گفتند تا به گوش همسر خود [امام] برساند. البته شاید دلیل دیگری هم داشت: «اصلا به خانم مطلبی را نمی‌گفتند. اگر هم مسئله‌ای بوده، به دلیل اینکه خانم غیرسیاسی بودند، مطلبی را نمی‌گفتند. شما اگر وارد فضای منزل خانم شوید، تنها بویی که استشمام نمی‌کنید، سیاست است. خانم واقعا خانم خانه بوده است. نظر امام هم این بوده که هیچگاه مسائل سیاسی را وارد منزل نکنند.»

***

خدیجه خانم در مسیر مبارزات امام، ناگهان با فوت حاج آقا مصطفی، فرزند بزرگش روبرو شد که بسیار او را بی‌تاب کرد، فرزندی که « بسیار به او علاقه داشتند و حتی از دیگر فرزندان بیشتر او را دوست می‌داشتند؛ هنوز هم می‌گویند و اکنون هم که گاهی نام آقا مصطفی گفته می‌شود، ایشان بغض می‌کنند و گاهی گریه هم می‌کنند. آقا مصطفی در منزل بسیار محترم بودند و دیگر فرزندان او را «داداش» صدا می‌کردند و حتی خانم و آقا هم ایشان را «داداش» مورد خطاب قرار می‌دادند. ایشان بسیار در نجف فعال بودند و روی جنبه مرجعیتی امام تاکید داشتند. خانم علاوه بر آقا مصطفی، به فرزند ایشان «حسین آقا» هم بسیار علاقه دارند. ایشان که فوت می‌کنند، خانم بسیار ناراحت می‌شود. یک روز از ایشان پرسیدم که فوت امام یا حاج احمدآقا یا آقا مصطفی، کدام برای شما سخت‌تر بود؟ گفتند: فوت مصطفی مسئله دیگری بود. ایشان زمانی که از فوت آقامصطفی مطلع می‌شوند، بسیار گریه می‌کردند ولی زمانی که آقا به خانه می‌آمدند، گریه نمی‌کردند. از طرف دیگر در مسیر امام هم اصلا شک نکردند و حتی ناراحتی خودشان را به امام منتقل نمی‌کردند. البته زمانی که امام برای نماز یا تدریس به خارج از منزل می‌رفتند، ایشان در حرم یا منزل بسیار گریه می‌کردند. امام هم زمانی که در نجف تدریس می‌کردند جای خالی آقا مصطفی را می‌دیدند و ناگهان می‌لرزیدند. اما هیچ‌گاه گریه نمی‌کردند و فقط برای سیدالشهداء و یاران ایشان گریه می‌کردند.» اما هیچگاه خانم بر بی‌تابی خود برای آقا مصطفی چیره نشدند.

***

نوه خانم و آقا درباره نقش مادربزرگش در منزل امام و همراهی 70 ساله او با ایشان می‌گوید: «خانم واقعا همراه امام بودند. شک ندارم که اگر خانم امام نبود، امام به هیچ وجه به این موفقیت‌ها نمی‌رسیدند. نقش خانم در خانواده نقشی فوق‌العاده است و یک محوریت واقعی دارند. ایشان شرایط امام را در تمامی مقاطع درک می‌کردند و ریاست منزل همواره بر عهده ایشان بود.»


کلمات کلیدی:
 
نگرانی هاشمی رفسنجانی از گم شدن دوباره صندوق های رای
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧  

هاشمی رفسنجانی در دیدار اعضای فراکسیون خط امام مجلس به تشریح اوضاع حساس کشور پرداخت و با اشاره به انتخابات ریاست ‌جمهوری، استفاده از شیوه‌های نادرست و ضد دموکراتیک در نظارت و برگزاری انتخابات را سمی مهلک خواند و گفت، تمام سعی مسئولان نظام باید این باشد که مردم تشویق به حضور در انتخابات شوند و رای واقعی آنان از صندوق‌ها خارج شود تا موجب دلسردی‌شان نشود.

گفتنی است در انتخابات گذشته ریاست جمهوری ، مهدی کروبی از سران جریان موسوم به اصلاح طلب حکومتی در واکنش به سخنان یکی از مسئولان ستاد انتخابات وزارت کشور که گفته بود بعضی از صندوق های رای گم شد و بعد پیدا شد، گفت مگر صندوق رای، تاقار ماست است که گم و بعد از مدتی پیدا شود.

کروبی گفته بود برطبق اخبار برخی صندوق ها معلوم نبود تا الان کجا بودند. برخی صندوق ها بودند که پلمب آنها باز شده بود. در زمان شمارش آرا برخی ناظران حضور نداشتند و بالاتر اینکه آنهاییکه شمارش می کردند، عوض و چهره های جدیدی را به جای آنها گذاشتند. این اقدامات محل شک و شبهه است که خدای نکرده آرا را بالا و پائین کنند.


کلمات کلیدی:
 
بازخوانی پرونده 40ساله فرودگاه امام
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧  

 

داستان ساخت فرودگاه امام داستان دنباله داری است که بیش از 40 سال طول کشید.داستانی که باز خوانی آن در شرایط کنونی خالی از لطف نیست: 
موضوع ساخت فرودگاه بین المللی در تهران به سال 1346 و پیشنهاد سازمان ایکائو جهت ساخت فرودگاهی مجهز برای استفاده از توان ترانزیتی ایران بین اروپا و آسیا بر می گردد.

* سال 1345 و گزارش ایکائو برای احداث فرودگاه بین المللی در تهران
در سال 1345 گزارش سازمان بین المللی هواپیمائی کشوری" ایکائو" تحت عنوان بررسی جوانب فرودگاه بین المللی آینده تهران ارائه و بر این اساس 2 سال بعد نخستین گزارش بررسی اشکال مختلف انتخاب محل فرودگاه توسط شرکت نورتروپ پیچ (NORTHROP CORP ) به سفارش سازمان برنامه و بودجه وقت تهیه شد .
دو سال پس از آن قرارداد مطالعات تهیه برنامه جدید موقعیت فرودگاهی نظامی و سیویل در تهران بین سازمان برنامه و بودجه و شرکت پیت مارویک میچل (Peat Mar wick Mitchell & co) منعقد شد.

* سال 1350 و نخستین گزارش در خصوص محل احداث فرودگاه
گزارش نهائی این کارتوسط شرکت مذکور در خصوص محل جدید فرودگاه در شمال ایستگاه آپرین و حالات مختلف برای استقرار فرودگاههای سیویل و نظامی در سال 1350 ارائه شد که بر اساس آن شرکت نورتروپ پیچ طی پیشنهادی آمادگی خود را برای سرمایه گذاری ، طراحی ، احداث وبهره برداری از فرودگاه بین المللی تهران برای یک دوره بیست ساله از 1355 تا 1357 وانتقال کلیه تأسیسات پس از بیست سال به دولت وقت ایران اعلام کرد .

* آغاز خرید اراضی فرودگاه در سال 1354
خرداد ماه سال 1351بود که به منظور تدوین سیاستها ، خط مشی ها ، برنامه ریزی ، هماهنگی ها و نظارت عالیه ، کمیته اجرائی فرودگاه جدید تهران متشکل از نخست وزیر و رؤسای سازمان برنامه و بودجه ، هواپیمائی کشوری ، نیروی هوائی و شرکت هواپیمائی ملی ایران تشکیل شد. این کمیته با استفاده از مطالعات انجام شده توسط پیت مارویک میچل محل فعلی را به مساحت 15 هزار هکتار برای فرودگاه مورد تصویب قرارداد و تحدید اراضی و تصرف آن آغاز شد . خرید اراضی از سال 54 آغاز شد.
حدود یک سال بعد پرسشنامه هایی از طریق سفارتخانه های 9 کشورخارجی برای 40 شرکت بین المللی به منظورانتخاب مشاور برای تعیین تسهیلات مورد نیاز برای حصول به ایده کلی و تعریف استخوان بندی فیزیکی فرودگاه ، انجام مطالعات و طراحی ها ارسال گردید که پس از بررسی ، 6 شرکت تأیید صلاحیت شدند (Short List ) و برای انتخاب نهایی مسابقه ای بین شرکت ADP فرانسه و کنسرسیوم تامز ( TAMS) متشکل از 4 شرکت آمریکایی ( تیپس، ابوت، مک کارتی و استراتون ) انجام شد.

* کنسرسیوم تامز-آفا برنده مناقصه تهیه طرح فرودگاه
در مسابقه بین ADP و تامز، برنامه پیشنهادی توسط تامز- آفا توسط کمیته اجرایی پذیرفته و تصویب شد و قرارداد ارائه خدمات مهندسی مشاور و تهیه طرح با آن کنسرسیوم منعقد شد .
در سال 1354عملیات تصرف و اقدام به خرید زمینهای واقع در محدوده داخل طرح از صاحبان آن بر اساس نقشه های کاداستر شروع شد .
در فاصله سالهای 1354تا1356 طرح جامع و انجام مطالعات مقدماتی و بخش قابل توجهی از مدارک مطالعات تفصیلی تهیه و اعتبار مورد نیاز طرح نیز بالغ بر 53 میلیون دلار آمریکا برآورد شد. در سال 1356 مسؤولیت ادامه طرح از سازمان هواپیمائی کشوری به نیروی هوائی انتقال یافت و موافقت اصولی نیروی هوایی با پیش نویس طرح جامع تهیه شده از سوی تامز- آفا اخذ گردید.
دربهمن ماه همان سال قرارداد عملیات خاکی و تسطیح کلی ، شامل عملیات زیرسازی باندها و پارکینگ با شرکت پارک وی منعقد شد .
در سال 1358 همزمان با جدایی سازمان هواپیمایی کشوری از وزارت جنگ ، مسؤولیت اجرای طرح از نیروی هوایی به سازمان هواپیمایی کشوری بازگردانده شد. 3 سال بعد یعنی در سال 1361 قرارداد پیمانکاری با شرکت پارک وی نیزبه استناد ماده 46 شرایط عمومی پیمان ، فسخ گردید .

* اختصاص نخستین بودجه طرح پس از انقلاب در سال 61
در همان سال اولین بودجه طرح بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، اختصاص یافت و دفتر مجری طرح به صورت مستقل تحت نظارت سازمان هواپیمایی کشوری تشکیل شد .
آذر ماه همان سال شروع مجدد طرح و اجراء و تکمیل آن در محل قبلی، توسط نخست وزیر وقت تائید و تصویب و توسط سازمان برنامه و بودجه ابلاغ گردید .
بعلت شکایت مؤسسه تامز به دیوان داوری لاهه جهت وصول مطالبات خود ، موضوع بررسی و به علت سلب مالکیت 50 درصد ارزش دارائیهای شرکت تامز-آفا حکم به نفع آن شرکت صادر می شود و در سال 1363حدود 5/5 میلیون دلار بابت اصلی و با احتساب بهره متعلقه بالغ بر 9 میلیون دلار از حسابهای ایران بر اساس بیانیه الجزایر برداشت شد .

* فرودگاه امام در زمره طرح‌های عمرانی سازمان هواپیمائی کشوری
یک سال بعد طرح در زمره طرحهای عمرانی سازمان هواپیمائی کشوری و سازمان برنامه و بودجه قرار گرفت و قرارداد آن با شرکت جنرال مکانیک ( وابسته به بنیاد مستضعفان ) بمنظور ادامه کار و عملیات خاکی و تسطیح کلی منعقد شد تا اردیبهشت 1365جمعا حدود 13میلیون مترمکعب عملیات خاکی در طرح انجام شد.
در سال 1365 فعالیت مربوط به طراحیها و عملیات اجرایی باند و پارکینگ بصورت عادی در حال پیشرفت بود و اقداماتی جهت تخصیص اعتبارات جدید انجام گرفت که بودجه لازم برای ادامه عملیات اجرایی مورد تصویب مجلس شورای اسلامی قرار نگرفت و فقط بودجه مطالعاتی برای تکمیل کارهای طراحی تصویب شد.
در همان سال توافقنامه تعلیق طرح برای شش ماه با پیمانکار ( بنیاد مستضعفان ) امضاء می شود و پیش بینی می گردد که چنانچه پس از شش ماه پروژه فعال نشود ، قرارداد پیمانکاری بر اساس ماده 48 شرایط عمومی پیمان ، خاتمه داده شود .
2 سال بعد سه قرارداد مطالعاتی و مشاوره با شرکت مهندسین مشاور آتک در خصوص ترمینال ، برج و ساختمانهای جنبی طرح و قرارداد خدمات مهندسی در مورد کارهای سیویل با شرکت مهندسین مشاور ایمن راه و همچنین قرارداد با شرکت مهندسین مشاور ابنیه فنی در خصوص مطالعات سازه ای منعقد شد .
* سال 68 و تصویب تأمین اعتبار از طریق اخذ عوارض مسافری
در سال 1368 ایده تأمین اعتبار از طریق اخذ عوارض مسافری مطرح و با تصویب تبصره 38 در قانون بودجه 68 مبلغ 770 میلیون تومان بودجه ، در اختیار طرح قرار می گیرد . امر سازماندهی طرح و جذب نیرو ، تأمین ساختمان ، انعقاد دو قرارداد اجرایی و مطالعاتی با استفاده از این اعتبار به شرح زیر انجام گرفت :
- قرارداد با شرکت مهندسین مشاور هگزا در خصوص خدمات مهندسی برای پلها و راهها
- قرارداد خدمات آزمایشگاهی با آزمایشگاه فنی مکانیک خاک وزارت راه و ترابری
- قرارداد احداث 5/27 کیلومتر راههای داخلی و 11 دهانة پل بزرگ با شرکت کیسون

* سال 69 و تغییر نام فرودگاه به فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره)
درمهرماه سال 68 قرارداد عملیات اجرایی احداث باند و تاکسیویها با شرکت مراغ و در اسفند نیز قرارداد خدمات مهندسی ژئوتکنیک و مقاومت مصالح با شرکت ماندرو و قرارداد تأمین برق با شرکت برق منطقه‌ای منعقد گردید.
مقارن با سال 1369 نام فرودگاه بین المللی تهران به فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) تغییر یافت و در همان سال طرح جامع ( تهیه شده توسط تامز- آفا ) مورد تجدیدنظر واقع می شود که عملاً تا سال 74 کار تکمیل و اصلاح طراحیهای فرودگاه ادامه می یابد .

* تجدید نظر و تهیه طرح جامع اصلاح شده در سال 1372
در فاصله سالهای 1370 تا 1372 اقدامات قانونی برای انتخاب مهندسین مشاور ذیصلاح و با تجربه برای تجدیدنظر و تهیه طرح جامع اصلاح شده و انجام طراحیهای تفصیلی مورد نیاز انجام و مناقصه بین المللی بین 19 شرکت خارجی برگزار گردید ودر نهایت شرکت ADP با قیمت پیشنهادی 303 میلیون فرانک فرانسه و27 میلیارد ریال ، تأیید و انتخاب شد.
یک سال بعد ایده اختصاص بخشی از درآمدهای پروازی وفرودگاهی برای طرح ، مطرح و در قانون بودجه سال 71 اخذ عوارض مسافری و اخذ درآمدهای خدمات فرودگاهی برای تأمین اعتبار فرودگاه به تصویب می رسد . این حرکت پایه استواری را جهت تأمین نیازمندیهای مالی طرح فراهم می سازد لیکن تحقق عملی آن از سال 1373 فراهم می شود.
در همان سال کلیه عملیات فاز اول به 70 پروژه اصلی و فرعی تفکیک و تقسیم می شود و زمانبندی فاز اول طرح و تجدیدنظر در طرح جامع و اعمال استانداردهای 15 ساله هواپیمایی در طرح جامع مورد مطالعه قرار می گیرد .
* سال 71 و تجدید نظر در انتقال پروازهای داخلی و بین المللی به فرودگاه امام 
در سال 71 برنامه انتقال کل پروازهای داخلی و بین المللی مسافری ( سیویل ) به فرودگاه امام مورد تجدیدنظر قرار می گیرد و تصمیم به ابقاء فرودگاه مهرآباد پس از بهره برداری از فرودگاه امام گرفته می شود .
در همان سال نیز قرارداد احداث برج مراقبت و ساختمان پشتیبانی فنی و تاکسیوی و اپرون آشیانه منعقد می شود .
در سال 1373 مسؤولیت اجرای طرح باردیگر از سازمان هواپیمایی کشوری به وزارت راه و ترابری انتقال یافت و در آبان ماه 1373 پیش نویس قرارداد طرح و اجرا تهیه و بین معاون ساخت و توسعه بنادر و فرودگاها و شرکت سازنده امضاء شد .
در فاصله دی73 تا خرداد74 مذاکره و توافق با شرکت ADP جهت اصلاح خدمات پیشنهادی در مناقصه و تبدیل آن به نظارت و بازبینی طرحهای مشاورین ایرانی و عقد قرارداد 3/12 میلیون فرانک فرانسه، عقد قرارداد با مشاورین ایرانی و شرکت فرانسوی ADP و تهیه و تصویب طرح جامع با ملحوظ داشتن نظرات سازمانهای داخلی و کمیته بین المللی( Consultative Committee Airport ACC ) وابسته به یاتا تنظیم و منعقد گردید.
* آغاز عملیات اجرائی بر اساس فاز یک در سال 1375
درفروردین ماه 1375 عملیات اجرایی در کارگاه بر اساس طراحی فاز یک آغاز و در مردادماه نیزگزارش کلی ازجریان امور فرودگاه و پیشنهاداتی برای تسریع اجراء و تکمیل و بهره برداری طرح تهیه شد. اواخر شهریورماه آن سال قسمت اعظم مطالعات مرحله اول پیشرفته طراحی (ADP ) ترمینال با همکاری شرکت ADP انجام گرفت .
دی ماه سال 75 مقدمات تفاهم نامه با هما و اعلام موافقت مجری طرح در خصوص تخصیص 120 هزار متر مربع زمین در منطقه عملیاتی فرودگاه برای احداث آشیانه و دفاتر و انبارها به این شرکت صورت گرفت.
اواخر بهمن ماه نیز ترک تشریفات مناقصه برای سی میلیون دلار خرید تجهیزات فرودگاهی مورد نیاز طرح با تأیید وزارت صنایع توسط شورای اقتصاد به تصویب رسید.
* نصب تجهیزات ناوبری زمینی در سال 76
یک سال پس از آن نصب تجهیزات ناوبری زمینی پس از مطالعات و آماده سازی زمین در این فرودگاه آغاز شد که متعاقب آن نیزبا شرکت ملی ساختمان وابسته به بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی برای احداث و تکمیل کارهای تأسیسات زیربنایی ، ساختمانهای جنبی و سیویل فازاول بهره برداری فرودگاه بین المللی امام خمینی قراردادی منعقد شد. ارز مورد نیاز طرح نیز در خرداد ماه سال 77 به میزان 50 میلیون دلاربه تصویب هیأت دولت وقت رسید.
* سومین افتتاح فرودگاه در اردیبهشت ماه سال 1384
فرودگاه نهایتا در روزهای آخر دولت هشتم افتتاح شد و نگهداری آن به مصوبه مجلس هفتم به شش شرکت ایرانی واگذار شد. استیضاح احمد خرم وزیر راه و ترابری دولت دوم خاتمی توسط مجلس هفتم و رد گزینه های بعدی خاتمی، کار افتتاح فرودگاه را بیش از پیش به تعویق انداخت.
فرودگاه امام پس از دو بار افتتاح و تعطیلی سرانجام در اردیبهشت ماه سال 1384 افتتاح شد. در این مراسم یک فروند هواپیمای ایران ایر راس ساعت 15 و 10 دقیقه از مبدا دبی در این فرودگاه به زمین نشست.
فرودگاه امام سال 83 یک بار توسط ریاست جمهوری و بار دیگر با فرود هواپیمایی از امارات افتتاح شده بود و این بار مسوولان اجرایی ترجیح دادند بدون انجام مراسم افتتاحیه فرودگاه را مود بهره‌برداری قرار دهند.
در این تاریخ مقرر شد تا پایان سال 84 تمامی پروازهای کشورهای حوزه خلیج‌فارس به جز عربستان به این فرودگاه انتقال پیدا کند. به گفته مسوولان فرودگاه، پروازهای حجاج نیز از پایان سال 85 و یا نهایتا اوایل سال 86 از فرودگاه امام صورت خواهد گرفت.
* طرح جامع و افق جابجائی 100 میلیون مسافر در سال
در حال حاضر فرودگاه بین‌المللی امام ظرفیت جابجایی 4/5 میلیون مسافر و 120 هزار تن بار در سال را دارد و ظرفیت آن تا 6/5 میلیون نفر قابل افزایش است. برای ساخت این فرودگاه تا کنون بیش از 260 میلیارد تومان که 60 میلیون دلار آن ارزی بوده است، هزینه شده که پس از افتتاح، تمامی پروازهای خارجی به جز پروازهای که مقصد آنان جده، مدینه یا دمشق است از فرودگاه مهرآباد تهران به این فرودگاه منتقل گردیده است. رسیدن به ظرفیت 100 میلیون نفر از اهداف مسئولان این فرودگاه اعلام شده است. 

منبع :سایت مبین

,


کلمات کلیدی: فرودگاه امام